بسم الله الرحمن الرحیم
وعدالله الصابرین المخرج ممایکرهون والرزق من حیث لا یحتسبون
جعلنا الله ایاکم من الذین لا خوف علیهم ولا هم یحزنون
مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند . وقتی می خواست وارد شود،در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضموم: از این درب عروس و داماد وارد می شوند و از درب دیگر دعوت شدگان. ملا از درب دعوت شدگان وارد شد. در انجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر : از این درب دعوت شدگانی وارد می شوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند. ملا طبعا از درب دو می وارد شد. ناگهان خود را در کوچه دید،همان جایی که وارد شده بود.
این داستان حکایت زندگی ماانسانهاست روابط عاطفی ما چیزی بیشتر از الگوی حاکم بر مناسبات تجاری و اقتصادی نیست.عشق بر مبنای ترس و ضعف محاسبه گر است. اگر محبتی می کنیم توقع جبران داریم دوست داشتن های ما قید و شرط و تبصره دارد.حساب و کتاب دارد . اگر کسی را دوست داریم به خاطر این است که لیوان نیازمان پر شودودر غیر این صورت اورا به حال خود وا میگذاریم واین حال وروز عشقهای زمینیست وانگاه در می یابیم دنیای بدون عشق دنیای زیباتریست ...
راهیل هدایت
"محبّت میراث بی پایان زندگی"...ما را در سایت "محبّت میراث بی پایان زندگی" دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 132