بسم الله الرحمن الرحیم
وعدالله الصابرین المخرج ممایکرهون والرزق من حیث لا یحتسبون
جعلنا الله ایاکم من الذین لا خوف علیهم ولا هم یحزنون
زمستان سردی بودو کلاغ ، غذایی برای سیر
کردن بچه هایش نداشت.پس ذره،ذره گوشت تن
خود را کند و به آنها خوراند تا زمستان
تمام شد.کلاغ مرد ولی بچه هایش نجات پیدا
کردندو گفتند خوب شد که مرد،خسته شدیم
از این غذای تکراری ,.....
این است حقیقت روزگار ما تکراری , که شدیم باید قبل از اینکه از ما خواسته شود برویم....

ما را در سایت "محبّت میراث بی پایان زندگی" دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 118